شعر ها و یادداشت های محسن با فکر

خرید بک لینک
با تامل چون نوشتی خواندنی تر می شود شعر با این شیوه حتما ماندنی تر می شودغیر آرامش نصیب خود نمی یابی به دشت سنگ در کوه است اگر غلطاندنی تر می شودنیست مارا بیم لغزش در زلالی های رود از گل ولای است پا لغزاندنی تر می شودبار ور تنها نشد گل های باغ از ابروباد گرده با زنبورها افشاندنی تر می شوددست هر نا باغبانی گل نمی روید به کام نسترن در دست تو رویاندنی تر می شودرنجش از بی مهری اش تنها ندارم چونکه گاه مهربانی های او رنجاندنی تر می شوددر هجوم وسعت تاریکی شب های ما ماه هم در آسمان تابا ندنی تر می شودمحسن بافکر لیالستانی تصویر :بازهم عاشور آباد دیلمان شعر ها و یادداشت های محسن با فکر ...

ما را در سایت شعر ها و یادداشت های محسن با فکر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 246 تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 19:27

شد شگفت انگیز دورانی وروزی روزگاری جای مجنون هست لیلی روزوشب دربیقراریمی توان پنداشت روزی را زبانم لال اما جای پیران کودک یکساله می گیرد خماریگرچه می گیرد قلم .یعنی که هستم شاعر اما کاش سطری می نوشت آکنده از شوق وشراریدر سر پیری به جای آنکه بنشیند به خانه شعر تا بنویسد واز خود گذارد یادگاری -می رود همراه زنبوران به اوج دیلمانات روزها وماهها وسال های بیشماری .شیخ صنعان کرد اگر در روم سالی خوکبانی من هم از نا چاری اینجا می کنم زنبورداریآرزومندم بیاید روزهایی شاد وزیباهر کسی تا مرکب خود را کند زین وسواری.محسن بافکرلیالستانی از دفتر:شقایق بر شعر ها و یادداشت های محسن با فکر ...

ما را در سایت شعر ها و یادداشت های محسن با فکر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 434 تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 19:27

هنوز ساعتی از برآمدن خورشید نمی گذرد که گردهم می آییمتا مبهم کنیمعاطفه ها وخاطره هایمان را از همپس ابتداباد های گرم فرا خوانده می شوندبرای برخاستن غباری سردتا نتوانمزیبایی لبخندی را که بر لبانت می نشیندباز شناسمحتی کلام جادویی عشق راکه از زبانت جاری میشودبشنومآنگاه در هیات سایه هایی ظاهر می شویمکه در تمام طول روز از هم می گریزندوپس از ساعتی از غروب آفتابپراکنده می شویمتا در خاموشی تنهایی هایمانفراموش کنیمهر آنچه را که از هم به خاطر سپرده ایممحسن بافکرلیالستانی شعر ها و یادداشت های محسن با فکر ...

ما را در سایت شعر ها و یادداشت های محسن با فکر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 429 تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 19:27

اکتبر 4 ، ساعت 20:44 · می دیدم هراس مداومی راپیرامون کلبه ای که درآن می زیستیموشباهنگامنه چراغی بود ونه صداییکه نور تنها از ستارگان بود وصدا از قورباغه هامحسن بافکرلیالستانی شعر ها و یادداشت های محسن با فکر ...

ما را در سایت شعر ها و یادداشت های محسن با فکر دنبال می‌کنید

برچسب: مطلب تازه,مطالب جالب و تازه,یه مطلب تازه,مطلب جدید و تازه,مطلب علمی تازه,مطلب های تازه,عکس و مطلب تازه, نویسنده: بازدید: 248 تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 19:27

من نیستنم اما تو اگر نیز نباشی اندیشه ی ماندن شود اینجا متلاشیگفتیم به نو زاد در آغوش پدر را با نا حن خود صورت مارا نخراشیتیغی ست به دست تو وترسم همه این است گر سر به برت آورم آنرا نتراشیباید که بریزد پی وبنیان سرامان ایجاد بنا را چو سپردیم به ناشیما راغب بازیگری عرصه نبودیم فرصت سپری شد به تماشای حواشیباقیست پس از مرگ درختی غم قمری جنگل که فراهم نشد از سروی وراشی*از خویشی وبی خویشتنی گفتم وگفتی : یک لحظه بمان بیشتر آخر تو کوراشی** محسن بافکرلیالستانی *راش...درختی در جنگلهای گیلان **کوراشی...به زبان گیلکی وبه معنی کجا میروی شعر ها و یادداشت های محسن با فکر ...

ما را در سایت شعر ها و یادداشت های محسن با فکر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 397 تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 19:27

صفحه بندی